غذاهای فوقفرآوریشده فقط «ناسالم» نیستند؛ اعتیاد آورند!

اگر تا حالا برات پیش اومده که واقعاً گرسنه نیستی ولی چند دقیقه بعد میبینی نصف پاکت چیپس رو تموم کردی، تنها نیستی. نکته مهم اینجاست: خیلی وقتها این ماجرا «ضعف اراده» نیست.
طبق یک گزارش/مطالعه در سال ۲۰۲۶ که در The Milbank Quarterly درباره غذاهای فوقفرآوریشده (Ultra-Processed Foods یا UPFs) منتشر شده، بخش بزرگی از این محصولات عمداً طوری فرموله و طراحی میشوند که سیگنالهای طبیعی اشتها و سیری را دور بزنند و کاری کنند «یک مشت دیگه»، «یه لقمه دیگه» خیلی راحت تبدیل شود به «کل بسته».
این پژوهش حتی میگوید برخی تاکتیکها در طراحی این خوراکیها شباهتهایی با الگوهای صنعت دخانیات دارد: بهینهسازی دوز مواد لذتبخش، رساندن سریع اثر به بدن/مغز، و دستکاری لذت حسی (طعم/بافت) برای اینکه مصرف ادامه پیدا کند.
در ادامه، با لحن خودمانی اما دقیق، ببینیم دقیقاً چه اتفاقی میافتد و چطور میتوانیم آگاهانهتر انتخاب کنیم.
اول از همه: «فرآوریشده» با «فوقفرآوریشده» یکی نیست
خیلیها وقتی میشنوند «فرآوریشده»، فکر میکنند هر چیزی غیر از غذای خام بد است؛ درحالیکه اینطور نیست:
- برش دادن سیب هم از نظر فنی یک نوع فرآوری است.
- فریز کردن سبزیجات، تخمیر ماست، برشته کردن مغزها هم فرآوری محسوب میشود.
اما غذاهای فوقفرآوریشده (طبق سیستم دستهبندی NOVA که پژوهشگران زیاد استفاده میکنند) معمولاً فرمولهای صنعتی هستند که بخش زیادی از آنها از ترکیبات استخراجشده از غذاها + افزودنیها ساخته میشود؛ یعنی چیزی که در آشپزخانه معمولی کمتر میبینی.
مثالهای رایج UPF:
نوشابهها و نوشیدنیهای شیرین، چیپس و اسنکهای بستهبندی، نودل فوری، ناگت و غذاهای آماده، خیلی از غلات صبحانه، شیرینیها و… (و حتی بعضی «ماستهای طعمدار» که سالم به نظر میرسند).
ویژگی مشترکشان؟
- خیلی خوشخوراک (ترکیب دقیقِ شیرین/شور/چرب)
- ماندگاری بالا
- مصرف سریع و بیزحمت
- معمولاً طوری طراحی میشوند که «مزهمزه کردن» کمتر و «بلعیدن» بیشتر اتفاق بیفتد.
این غذاها چطور سیستم پاداش مغز را دور میزنند؟
مغز ما یک سیستم پاداش دارد که برای بقا ساخته شده: وقتی غذای مفید میخوریم، دوپامین کمک میکند آن رفتار در ذهنمان «مهم و تکرارشونده» ثبت شود.
غذاهای فوقفرآوریشده از همین سیستم سوءاستفاده میکنند؛ معمولاً با سه مکانیسم اصلی:
1) بهینهسازی دوز (Dose optimization)
تولیدکنندهها سطح شکر، نمک و چربی را طوری تنظیم میکنند که بیشترین حس پاداش و لذت را بدهد؛ ترکیبی که در طبیعت به این شدت و این شکل کمتر پیدا میشود. نتیجه: مغز سیگنال «عالیه، ادامه بده» را قویتر میفرستد.
2) سرعت اثرگذاری (Speed of delivery)
خیلی از UPFها طوری ساخته میشوند که سریع خرد و جذب شوند. یعنی قبل از اینکه بدن فرصت کند پیام «بسه، سیر شدی» را کامل ارسال کند، تو یک عالمه کالری دریافت کردهای.
3) دستکاری لذت حسی (Hedonic manipulation)
اینجا همان مفهوم معروف «نقطه لذت/Bliss point» مطرح میشود: نسبت دقیق طعمها و بافتها (تردی، کرمی بودن، شیرینیِ دقیق، نمکِ دقیق…) که باعث میشود مغز بهجای توقف، هی بگوید: «بازم!»
همین است که بعضی خوراکیها واقعاً حس «نمیتونم جلوی خودمو بگیرم» ایجاد میکنند—و این حس، اتفاقی نیست.
چرا بحث «تنباکو» وسط میآید؟
گزارش ۲۰۲۶ Milbank Quarterly (طبق روایت رسانههایی که آن را پوشش دادهاند) شباهتهایی بین راهبردهای برخی شرکتهای غذایی و تاکتیکهای قدیمی صنعت دخانیات مطرح میکند:
- طراحی محصول برای مصرف بیشتر
- تمرکز بر مقصر دانستن فرد («ارادهات ضعیفه») بهجای نقش محیط غذایی و فرمولاسیون محصول
- بازاریابی گسترده و همهجا حاضر، مخصوصاً برای گروههای جوانتر
این مقایسه قرار نیست بگوید «غذا دقیقاً مثل سیگار است»، بلکه میخواهد یک پیام ساده بدهد:
وقتی یک محصول از پایه طوری طراحی شده که توقفش سخت باشد، خودسرزنشی کمک زیادی نمیکند؛ آگاهی کمک میکند.
چطور فوقفرآوریشدهها را در رژیم خودت تشخیص بدهی؟
1) تست لیست مواد تشکیلدهنده
اگر داخل ترکیبات چیزهایی میبینی که در آشپزخانه معمولی کمتر هست، احتمال UPF بودن بالاتر است. مثل:
- شربت ذرت با فروکتوز بالا
- روغنهای هیدروژنه
- مالتودکسترین
- طعمدهندهها/رنگهای مصنوعی
- امولسیفایرها و پایدارکنندههای متعدد
قاعده سرانگشتی: هرچه لیست طولانیتر و ناآشناتر، احتمالاً فرآوری بیشتر.
2) تست «اعتیاد»
اگر یک خوراکی برایت مدام حالت «فقط یک ذره دیگه» ایجاد میکند، این میتواند علامت همان طراحی برای خوشخوراکیِ افراطی باشد.
3) حواست به «سالمنماها» باشد
چیزهایی مثل:
- بعضی ماستهای طعمدار
- گرانولا بارها و پروتئینبارها
- خیلی از کورنفلکسها
ممکن است با بستهبندی سلامتمحور، اما با فرمولاسیون فوقفرآوریشده عرضه شوند.
خب حالا باید چی کار کنیم؟ هدف حذف کامل نیست، هدف انتخاب آگاهانه است
قرار نیست با این مقاله از فردا «دیگه هیچوقت چیپس نخوریم». هدف اینه که وقتی سراغ این خوراکیها میرویم:
- بدانیم چرا کنترلش سخت است،
- و انتخابمان از حالت اتوماتیک و ناخودآگاه خارج شود.
چند راهکار ساده و قابل اجرا:
- محیط را مدیریت کن: تنقلات محرک را «جلوی چشم و در دسترس» نگذار.
- جایگزین دمدستی بساز: میوه، مغزها، ماست ساده + میوه، ذرت بوداده خانگی، ساندویچ ساده با مواد واقعی.
- با وعده اصلی سیر شو: خیلی از حملهها به اسنکها وقتی رخ میدهد که پروتئین/فیبر کافی در وعدهها کم بوده.
- اندازه را از بسته جدا کن: اگر قرار است بخوری، مقدار را در کاسه بریز؛ با خود بسته نرو جلو.
اگر بعضی غذاها کاری میکنند که حس کنی «کنترل از دستم در رفت»، لزوماً مشکل تو نیستی. بخشی از ماجرا به این برمیگردد که محصولات فوقفرآوریشده میتوانند عمداً طوری ساخته شوند که سیستم پاداش مغز را تحریک کنند و دیرتر سیرت کنند.
این دانستن قرار نیست تو را بترساند یا محدود کند؛ قرار است آزادت کند: از شر خودسرزنشی، و به سمت انتخابهای آگاهانهتر.
منبع: mindbodygreen.com























